حمد الله مستوفي قزويني

169

تاريخ گزيده

او را سجاعه [ 1 ] گفتندى . مالك بن نويره به صلح با او متفق شد و اكثر بنى تميم و بنى هذيل در دين او رفتند . او با اتباع خود ، عزم يمامه كرد ، پيش مسيلمهء كذاب . هر دو بشهوت ميل هم كردند . مسيلمه با او مباشرت كرد و سه روز با هم بودند . نماز بامداد و خفتن به كاوين [ 2 ] او از آن قوم برداشت . چون اعراب ديدند كه سجاعه زانيه است ، از دين او برگشتند . ابو بكر صديق ، بارشاد عمر خطاب رضي الله عنه ، خالد را بجنگ مالك بن نويره فرستاد . خالد قصد حرب او كرد . مالك بترسيد مسلمانى اظهار كرد و زكات فرستاد و پيش خالد آمد . در اثناء حكايت ، در حق رسول ( ص ) گفت مرد شما چنين گفت : خالد گفت چون او را مرد خود نميدانى ، كافر باشى و كسان خالد او را بكشتند . خالد منكوحهء او را در نكاح آورد . عمر خطاب ، رضي الله عنه ، جهت آنكه دوست مالك بود ، بدين حركت از خالد برنجيد و شكايت او با ابو بكر رضي الله عنه بگفت . خالد آگاه شد . پيش ابو بكر رضي الله عنه رفت و پنهان از عمر ، بلال را [ رشوت داد ] [ 3 ] و اين اولين توسل [ 4 ] بود در اسلام . بلال خالد را پيش ابو بكر رضي الله عنه برد . خالد ابو بكر را گفت كه از رسول نشنيده‌اى كه مرا سيف الله خواند ؟ گفت بلى . گفت ، [ شمشير خدا بباطل نرود . ابو بكر رضي الله عنه تصديق كرد ] [ 5 ] . خالد گفت پس بر من چه گناه باشد . ابو بكر رضي الله عنه او را استمالت داد و با سر لشكر فرستاد و ميان خالد و عمر خصومت قائم شد . سيم خالد بجنگ مسيلمهء كذاب رفت . به يمامه ، بر در باغ مسيلمه كه آن را حديقة الرحمن خواندندى و بعد ازو حديقة الموت خواندند ، حرب كردند . از اسلام قرب يك هزار و هشتصد [ 6 ] مسلمان شهيد شدند و ازيشان قريب ده هزار [ 7 ] مرتد كشته گشتند . مسيلمه بر دست وحشى قاتل حمزه هم بدان حربه كه حمزه را شهيد كرده بود [ 8 ] كشته گشت . درين جنگ هجده

--> [ 1 ] - نام اين زن در طبرى سجاح بنت الحارث بن سويد آمده ( ج 2 ص 495 ) و در يعقوبى هم سجاح بنت الحارث التميميه [ 2 ] - نسخ : كابين [ 3 ] - ق : راضى كرد [ 4 ] - م ، ق : ترسل - ب : ترسل - ك : ترسل رشوه . شايد هم ترشى باشد [ 5 ] - نسخ : شمشير خدا بباطل رود ؟ گفت نه [ 6 ] - ف : هزار و هفتصد - م : هزار و ششصد [ 7 ] - ب ، م : دو هزار [ 8 ] - نسخ : كشته بود